افکار و گفته های گوناگون من
  
            طرح نظرات و افکار  در مورد  اجتماع ٬ سیاست ٬ فرهنگ  از دید وب نگار
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو

آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 25 مهر ماه سال 1384
عشق


آیا جوان ایرانی  می داند عشق چیست ؟
آیا راه و رسم عاشقی را می شناسد ؟
آیا راههای عشق ورزی را می داند ؟
چه فکر می کنید ؟
پاسخ تمامی اینها  نه است .
جوانی که در جامعه جز خشونت ، بی احترامی ، توهین ، گیر و بند بیخودی ...
ندیده است ، جوانی که معنی مهر ورزی و عشق را ندیده ، نه در خانه نه در جامعه
نه در مدرسه چگونه عشق بورزد . کسی که مهر بگیرد مهر می ورزد .
یک نگاهی به صفحه حوادث روزنامه ها بی اندازید تا ببینید عاشق و معشوق کشی
و خواستگار  کشی و رقیب عشقی کشی چگونه دارد  متداول می شود .
آنان چه می گویند .

چون می خواستمش و او نمی خواست کشتمش .
او جواب نه داده بود کشتمش .
فهمیدم می خواهد با کس دیگر ازدواج کند .
با هم بودیم بعد خواست برود .
مزاحمش شده بود .
و ...

اینان نمی دانند چگونه باید عاشق بود و عشق چیست . 
( بعنوان یک پرانتز باز و بسته ،  هر چند  بهتر است بگوییم اکثر ما مردم ایران
دچار این معضل هستیم . ولی این مسئله تا این زمان تقریباْ شخصی
 و خانوادگی بوده و کمتر به این فرم در جامعه نمود پیدا کرده بوده است . )
حتی رادیو تلویزیون هم وقتی می خواهد روابط عشقی نمایش دهد در ته آن
دست مایه ای از مسخره و طنز و هجو می بینید .
از چه طریق بیاموزند ؟
جوان ایرانی حتی یکبار بوسه پدر و مادرش را نمی بیند . کلمه دوستت دارم را یا
نمی شنود یا ندرتاْ می شنود . هیچ فیلم و صحنه عینی از عشق ورزی را
نمی بیند .
عشق برای آنان همان فیلمهای سوپر سکسی است که می بینند .
صحنه هایی از بی رحمی و ترحم و بدون عشق ، عاطفه .
و نمی دانند سکس بدون مقدمه عشقی یک عمل حیوانی و مکانیکی است .
فکر می کنند عاشقند . تصور می کنند عشق همین است .
می خواهند به زور عشق را تلقین کنند .
طرفشان عاشقش باشد ، پرستشش کند .
بلد نیستند ،  مرتکب قتل و اسید پاشی و ... می شود .
 سن تمامی مرتکبین قتلهای عشقی هم زیر  ۳۰ سال است .
اینان پوست و استخوانشان در همین جمهوری اسلامی شکل گرفته است .
 چه باید گفت ... ؟


 
چهارشنبه 20 مهر ماه سال 1384
مملکت اسلامی

هر روز که روزنامه ها را می خوانید
جز اخبار فساد ، قتل ، اختلاس و دزدی و گرانی مصیبت و فشارهای
سیاسی و غیر سیاسی چیز دیگری می خوانید ؟ 
همه سر در گم ، ملتهب ، نگران حوادث و منتظر وقوع
اتفاق و حادثه  هستند .
مسئله انرژی هسته ای جز تهوع آورترین امور این مملکت شده است .
شب که می خوابی نمی دانی فردا چه روزگاری خواهی داشت .
هر جا را که نگاه می کنید استهلاک کهنگی و مستعمل شدن را می بینید .
رادیو ، تلویزیون جز بی فرهنگی و ریا و تزویر چه چیزی را نمایش می دهد ؟
همه را به درستی و راستی دعوت می کنند و حقوق مادی و معنوی
تمام هنرمندان را پایمال می کنند . آهنگها و آثار آنان بدون اجازه از آنان
یا کسانشان پخش می کنند .
تمام مجریان برنامه ها روانشناس ، اقتصاد دان ، ...  همه کاره هستند .
فشار و تنش در جامعه به مرحله انفجار رسیده است .
کودک آزاری ، قتل تجاوزات جنسی ، نا امنی ، سرقت های مسلحانه ،
      .........................................................................................
      ..................................................................... و هر آنچه خود
بتوانید جای این نقاط بگذارید ، همچون امور عادی جامعه شده اند .

نصیحت ، پند و اندرز و دروغ گویی ناصحین دیگر مضحک شده است .
مردم را همانند گله های گوسفند فرض می کنند .

فاصله طبقاتی ، فقر فراگیر ، بی عدالتی ، خون فروشی ، کلیه فروشی
خود فروشی ..............................................................................
      .........................................................................................
و هر آنچه خود بتوانید جای این نقاط بگذارید ، همچون امور عادی جامعه شده اند .
۲۷ سال است که مردم پا بر پدال گاز فشرده و می روند .
همینطور می گازند . اما مقصد کجاست ؟ به کجا داریم می رویم ؟
هیچکس نمی داند .
 یک غبار غم ، بدبختی ، بی پناهی ، درماندگی ، افسردگی ،
     .........................................................................................
از مهد کودک ها و دبستانها بگیر تا مراکز آموزش عالی و کارگاهها و
کارخانه ها و ادارات و ... تمام کشور را فرا گرفته است .

در یک کلام همان که خمینی کبیر گفت :

                           همه جای مملکت اسلامی ،  باید اسلامی باشد .

 
                                         اما کدامین اسلام ؟ خدا می داند .


 
دوشنبه 4 مهر ماه سال 1384
یک رفتار اجتماعی

تا حالا فکر کرده اید چرا وقتی روی نیمکتی مثلاْ نوشته شده
رنگی نشوید بی اختیار یک نوک انگشتی به آن می رسانیم تا
ببینیم آیا واقعاْ رنگی هست یا نه ؟
یا وقتی آسانسور خراب است و روی در آن نوشته شده خراب است
باز در آن را باز کرده و چند بار کلیدطبقات  را می زنیم ؟
یاوقتی کسی می گوید مثلا انتهای خیابان بسته است ، باز تا نرویم
تا ته خیابان و نبینیم و مجبور به دنده عقب رفتن نشویم باور نمی کنیم .
ورفتارهای اجتماعی از این قبیل که در جامعه ما به وفور دیده می شود .

ریشه این رفتار از کجاست ؟
آیا اصلاْ این رفتار صحیح است ؟
آیا مردم دیگر ملل نیز چنین رفتار های از خود بروز می دهند ؟
آیا ما ملتی دیر باور هستیم ؟ و باید حتماٌ تحقیق کنیم بعد بپذیریم ؟
یا شاید ملتی هستیم که تاکنون به ما راست گفته نشده است ؟
دولتهای همیشه با مردم فاصله داشته اند .
در طول سالهای سال مردم نامحرم بوده اند .
دروغ گویی در کشور ما نهادینه شده است .
سانسور خبر ، فیلم ، کتاب ، شعر  ... همه به نوعی دروغگویی را ترویج می کنند .
ما به فرزندان خود دروغ گویی را آموزش می دهیم . در خانه ماهواره داریم به
فرزندمان می گوییم اگرکسی پرسید بگو نداریم  و ...
به دولتمان به حکومتان به خودمان اعتماد نداریم .
مالیات را جفا می دانیم . پول آب و برق و ...  را احجاف می پنداریم چرا که
به دروغ اینها را از ما می ستانند . اگر مصرف هم کرده باشیم شک داریم .
در کجای دنیا در هر کوچه و پس کوچه ای محضر و دفتر خانه رسمی وجود دارد ؟
این چند مثال ساده از میان بسیاری از موارد دیگری است که حتماٌ خودتان
با آنها برخورد داشته اید .
بهرحال اینها نشانه های رو راست نبودن و دروغگویی نیست ؟

بقول فروغ فرخزاد  :
وقتی در آسمان دروغ وزیدن می گیرد
چگونه می توان به آیه های پیامبران سر شکسته
                                                     پناه برد  

البته بحث در مورد مسائل اجتماعی بسیار پیچیده تر از این حرفها است ولی
به هر صورت این هم گوشه ایی از نظرات من بود .

 
جمعه 1 مهر ماه سال 1384
باز پاییز


دیروز ، بوی پاییز
از برگ تازه کتاب حساب
به مشام کودکیم می رسید ،
وقتی ، با صدای جیرجیرک مخفی حیاط
دلشوره ناتمام ماندن مشق شب ،
بر گلویم چنگ می زد .
امروز ، اما  ،
 پاییز
دیگر ، تکراری ست
چشم در چشم من 
می وزد
و بی صدا ، 
به سرمای سپید انجماد ، تن در می دهد .

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 67651


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها