افکار و گفته های گوناگون من
  
            طرح نظرات و افکار  در مورد  اجتماع ٬ سیاست ٬ فرهنگ  از دید وب نگار
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 18 اردیبهشت ماه سال 1386
شهرت در ۶۰ ثانیه

 

گاهی فکر می کنم در چه  مملکت باحالی زندگی می کنم .

جدای تمامی مصیبت های جاری و ساری بر سرمان ،

در مملکتی می زییم که می توان ظرف مدت کوتاهی ، چند روز ، ساعت و حتی

در حد  دقیقه به شهرت جهانی رسید .

مثلا همین خانم ملوان انگلیسی که در کشورش مشهور شد یا

 خانم معلم کلاس اول رئیس جمهور

که حتی آموزش پرورش نمی دانست وجود خارجی  دارد .

این آخرین نفر هم که خانم ویلون زن هتلی که کنفرانس شرم الشیخ

در آن برگزار شد . ایشان  در خواب هم نمی دید عکس و تفضیلاتش

 در کمتر از چند ساعت تیتر روزنامه ها و مجلات و  رادیو تلویزیون و سایت ها شود .

و از آن گذشته نام و یاد و عکسش در تاریخ ایران ، تاریخ جهان جاویدان شود .

 

 

 


 
پنجشنبه 13 اردیبهشت ماه سال 1386
بوسه ؟!

 

در حاشیه بوسیدن دست معلم کلاس اول جناب محمود احمدی نژاد :

چند سال پیش بانوی شعر ایران خانم سیمین بهبهانی در

مجلس بزرگداشت خود در دانشگاه آزاد  اشعار خود را خواند و

جوانان دانشجو به وجد آمده و سخت او را تشویق نمودند . این بانوی

بزرگوار از روی سن در پاسخ برای آنان چند بوسه ایی فرستاد .

نمی دانم به یاد دارید یا نه علما و فضلا  چه قشقرقی راه انداختند و بقول

شاملوی بزرگ فتوای داش مشتیانه قتلش را هم صادر کردند .

آقا محمود این عوام فریبی ها تاریخ مصرفشان خیلی وقت پیش ها تمام شد ه است .

 

 


 
یکشنبه 9 اردیبهشت ماه سال 1386
مستراح ها را بگشائید

 

مستراح چه جور جایی است ؟

مکانی برای قضای حاجت و بعضی وقتها تفکر و مغز راحتی که پس از آن جلوه می کند .

آنچه مستراح را از نقاط دیگر خانه مجزا می کند ، ذات خود آن است

 که فقط برای یک منظور استفاده میشود :

تخلیه فشاری که بر اعضاء و جوارح فرد وارد است . !!!

کسی در مستراح زندگی نمی کند ولی برای استفاده حتماْ باید باشد .

خانه ای را تصور کنید که فاقد مستراح باشد . افراد ساکن آن خانه چه باید بکنند ؟

کودکان در هر نقطه از خانه که شد خود را راحت میکنند .

 بزرگترها بیشتر و بهتر خود را نگه می دارند

حتی شاید بروند خانه همسایگانشان یا جاهای دیگر که این شاید

 هزینه هایی برایشان داشته باشد مثلاً همسایه شان از او پول مطالبه کند .

مسجد هم که اگرچه سنگر است ولی همیشه باز نیست .

 پس به ناچار آنها هم در مکانی از خانه حتماً خود را راحت خواهند فرمود .

چشم انداز این خانه چگونه است ؟

وقتی پا می گذاری در خانه از همه جا پوی گند شاش و گه به مشام می رسد .

همه از دست هم عصبانی و ناراحتند . بسیاری از بیماری های پنهان وآشکار

بر سر اعضاء خانواده سایه افکنده است .

آری .  حال بعد از به ۲۸ سال که از انقلاب ایران می گذرد ،

 نگاهی به آمار تجاوزات و جنایات جنسی در جامعه بیندازید و

همینطوری تفننی تیتر وار به صفحات حوادث روزنامه ها نگاهی بیندازید .

انواع اقسام تجاوز و هتک حرمت و قتل بعد از آزار جنسی

 و تجاوز را از سنین ۲ تا ۸۰ سال خواهید دید . از تجاوزات گروهی تا تکی ،

 از زنان و دختران  اغفال شده تا ربوده شده ، از زن معمولی تا حامله و ...

از بیجه و تجاوز به پسر بچه ها تا ...

بعد از آن نگاهی به آمار دختران فراری و زنان روسپی مردانی که از زنان

استفاده قوادی می کنند بیندازید .

 بسیاری از آنان تحت تاثیر القائات  دیگری ، فقر ، قسط و اجاره خانه و هزینه تحصیل و ...

 به منجلاب روسپی گری افتاده اند و این بیماری اجتماعی را سرایت داده اند .

اما با این شرایط بد اقتصادی ، فقر وفلاکت گروهی ، بیکاری و ... هزار یک مشکل دیگر

جوانی که  بخواهد از طریق  ازدواج  مسیر زندگی خود را برود چه باید بکند ؟

تا کی تقوا پیشه کند ؟ تا کی خود داری کند ؟

به هر حال با توجه به مشکلات روانی و خانوادگی و عدم پایبندی های  اجتماعی

بعضی ها دنبال اطفاء  میل جنسی خود از هر راهی هستند .

و چون در این مورد کوچکترین آموزش و  اطلاعاتی نیست و دانسته های آنان

 در حد فیلمهای سوپر سکس خلاصه میشود ،

با خشونت و بی رحمی و قساوت قلب خود را ارضا می کنند و فجایع را بوجود می آورند .

تمایلات هم جنس گرایانه و خود ارضایی و ... هم که جای خود را دارد .

پس همانگونه که مستراح برای هر خانه ای لازم است ،

 وجود مکانهایی برای این افراد ، هم ، مورد نیاز است . هم آنان

 مشکلاتشان حل میشود و  هم روسپیان در شهر پخش نمیشوند که

 خود می توانند ناقل انواع بیماری های روحی و جسمی باشند .

در نهایت این به امن شدن فضای جامعه کمک می کند .

در این مورد طنز تلخی  هم هست که شخصی در یک سمیناری

در مورد مسائل اجتماعی در هر مسئله ای

 راه حل را در باز شدن  جن... خانه ها  می بیند .

در هرمورد اشاره به این مطلب می کند . در مورد ترافیک ، آلودگی هوا ، و ...

کلاً هرچه مطرح میشود . تا به بحث بیکاری می رسد باز هم می گوید فلان جا ها را باز کنید

یکی می گوید این یکی دیگه چه ربطی دارد ؟ طرف می گوید : خب این ک ...  کشها می روند

سر کارهای اصلیشان و  مشکل بیکاری حل میشود !!!؟؟؟

 شاید هم حق با او بوده است . 

 

 

 


 
سه شنبه 4 اردیبهشت ماه سال 1386
خاطرات ملوانان

 

علی اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتی محمود احمدی نژاد

به 15 ملوان انگلیسی پیشنهاد داد

درصورتی که مطمئن شوند از تعقیب دولت انگلیس در امان خواهند بود

 این آمادگی را دارد تا به آنان در انتشار خاطرات بازداشتشان در ایران کمک کند.

 جوانفکر گفت :  حاضر است به ملوانان برای نوشتن خاطرات و

 امکان دسترسی شان به نوارهای صوتی و دوران زندگی شاد و

اظهارات آزادانه شان در ایران کمک کند.

------

آیا وبلاگ نویسان ، محکومین سیاسی و دربندان جمهوری اسلامی هم می توانند

خاطرات دوران محکومیت و بازداشتشان را  نوشته و منتشر کنند ؟

چقدر وقاحت ، چقدر بی شرمی .

 

 


 
دوشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1386
بیانیه کانون وبلاگ نویسان ایران
 
کانون وبلاگ نویسان ایران- پن‌لاگ از تمامی نهادهای حقوق بشری
بخصوص کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، درخواست دارد
برای نجات جان کیانوش سنجری فعال سیاسی،
وبلاگ نویس و عضو کانون وبلاگ نویسان ایران که از بیم جان خود
بعد از تحمل زندان، شکنجه و فشارهای گوناگون
ناگزیر به ترک غیرقانونی ازکشور ایران شده است و
در وضعیت نامناسبی در کردستان عراق بسر می‌برد
اقدامات لازم را جهت تامین امنیت و تسریع پذیرش پناهندگی او به عمل آورند.
کانون وبلاگ نویسان ایران، پن‌لاگ،
از همه سازمان‌ها و نهادهای حقوق بشری تقاضا دارد،
با توجه به شرایط نابسامان امنیتی در عراق،
احتمال وجود توطئه از سوی دستگاه امنیتی نفوذی جمهوری اسلامی ایران
در عراق برای بازگرداندن کیانوش سنجری به ایران ،  کارشکنی مقامات مسئول پناهندگی
و یا هرگونه خطر دیگری در روند پناهندگی ایشان ، به یاری کیانوش سنجری بشتابند.
 
کانون وبلاگ نویسان ایران پن‌لاگ‌

 
یکشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1386
دل سیاه

 

 

در مورد اعتراض های زنان و معلمان و سایر گروه های مردم در این

زمانه که از طرف آقایان به براندازی نرم تعبیر شده است یاد شعری اگر چه

کوتاه ولی بسیار زیبا و موجز که در صفحه شعر مجله آدینه سالهای دهه هفتاد

چاپ شده بود افتادم و بد نیست شما هم آنرا بخوانید :

 

         سیاه نمی خواند

                     پرنده ایی که

                                پرش سیاه باشد

          دل ، سیاه است

                      که سیاه می شنود

                                      آوازش را .

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 67662


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها