تا حالا فکر کرده اید چرا وقتی روی نیمکتی مثلاْ نوشته شده رنگی نشوید بی اختیار یک نوک انگشتی به آن می رسانیم تا ببینیم آیا واقعاْ رنگی هست یا نه ؟ یا وقتی آسانسور خراب است و روی در آن نوشته شده خراب است باز در آن را باز کرده و چند بار کلیدطبقات را می زنیم ؟ یاوقتی کسی می گوید مثلا انتهای خیابان بسته است ، باز تا نرویم تا ته خیابان و نبینیم و مجبور به دنده عقب رفتن نشویم باور نمی کنیم . ورفتارهای اجتماعی از این قبیل که در جامعه ما به وفور دیده می شود .
ریشه این رفتار از کجاست ؟ آیا اصلاْ این رفتار صحیح است ؟ آیا مردم دیگر ملل نیز چنین رفتار های از خود بروز می دهند ؟ آیا ما ملتی دیر باور هستیم ؟ و باید حتماٌ تحقیق کنیم بعد بپذیریم ؟ یا شاید ملتی هستیم که تاکنون به ما راست گفته نشده است ؟ دولتهای همیشه با مردم فاصله داشته اند . در طول سالهای سال مردم نامحرم بوده اند . دروغ گویی در کشور ما نهادینه شده است . سانسور خبر ، فیلم ، کتاب ، شعر ... همه به نوعی دروغگویی را ترویج می کنند . ما به فرزندان خود دروغ گویی را آموزش می دهیم . در خانه ماهواره داریم به فرزندمان می گوییم اگرکسی پرسید بگو نداریم و ... به دولتمان به حکومتان به خودمان اعتماد نداریم . مالیات را جفا می دانیم . پول آب و برق و ... را احجاف می پنداریم چرا که به دروغ اینها را از ما می ستانند . اگر مصرف هم کرده باشیم شک داریم . در کجای دنیا در هر کوچه و پس کوچه ای محضر و دفتر خانه رسمی وجود دارد ؟ این چند مثال ساده از میان بسیاری از موارد دیگری است که حتماٌ خودتان با آنها برخورد داشته اید . بهرحال اینها نشانه های رو راست نبودن و دروغگویی نیست ؟
بقول فروغ فرخزاد : وقتی در آسمان دروغ وزیدن می گیرد چگونه می توان به آیه های پیامبران سر شکسته پناه برد
البته بحث در مورد مسائل اجتماعی بسیار پیچیده تر از این حرفها است ولی به هر صورت این هم گوشه ایی از نظرات من بود .
|